X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
چگونه کوهنوردی را آغاز کنیم؟(1)

میل به کوهنوردی و کشش های اولیه درونی برای رفتن به کوه بطور معمول از سنین 17 سالگی شروع می شود. نقطه اولیه این آغاز زیبا و فراموش نشدنی که تا آخر عمر با انسان باقی می ماند اولین روز و خاطره آن است، که حتی پس از سالیان طولانی که از کوهنوردی ما می گذرد همراه ما هست. هر لحظه که به آن روز می اندیشیم و تصویرهای متمادی ایامی را که پشت سر گذاردیم مرور می کنیم متوجه می شویم که در طی این راه دشوار چه صدمات و تلاش های بی وقفه ای که انجام نداده ایم، به چه مشکلاتی که بر خورد نکرده ایم و چه موفقیت های ارزنده ای که از پیروزی لذتبخش در پاسخگویی میل درونی مان برای صعود به قلل که بدست نیاورده ایم.
نقطه آغاز
معمولاً به یکی از اشکال ذیل کوهنوردی و میل به آن در فرد پیدا می شود:
در فصلی بسیار مناسب به تنهایی یا به اتفاق دوستان و خانواده به کوه رفتن و حال و هوای دیگری بجز حال هوای در شهر بودن را احساس کردن.
اجرای یک برنامه ساده و اتفاقی به همراه دوستان بعضاً آشنا با کوهستان. به کوه رفتن و در خلال آن صحبت هایی در ارتباط با قلل بلند کوه ها و دیدن اتفاقی یک محیط سنگ نوردی و افرادی که در آن مشغول به تمرین و صعود هستند.
به احتمال بسیار کم به اتفاق یک مربی با تجربه در کوهستان از دوست و آشنا یا شاید فامیل و به همراه وی به کوه گام گذاردن در برنامه بزرگ عمومی و سراسری تیم های کوهنوردی و یا برخی از گروه های کوهنوردی در اثر تبلیغات عمومی آنان شرکت کردن و جذب محیط شدن.
و پاره ای موارد کمیاب و نادر دیگر که به یکباره بوجود می آید. زمانی که اولین سرآغاز دشواری هاست. میل شدید به حرکت، هر گونه مانعی را از سر راه بر می دارد. با مشکلات اجتماعی و کاری دست و پنجه نرم می کند و به پیش می رود.
گام های نخستین
پس از کشش اولیه در طی انجام فقط یک برنامه از انواع ذکر شده به طور معمول تفکر ادامه کار پدید می آید. طبیعی است که وسایل خاصی در اختیار نداریم و علاوه بر آن اطلاعی نیز در خصوص این وسایل نداشته و از کم و کیف آن بی خبر هستیم. بنابراین راه پیمایی های اولیه در محیط های شناخته شده کوهستانی هر شهر انجام می شود. لیکن در ضمن صعود با نگاه های کنجکاوانه به اطراف پی به وسایلی می بریم که معمولاً کوهنوردان به همراه خود دارند. طبیعی است که به فکر دست یابی و تهیه اینگونه وسایل می افتیم. روزهای تعطیل یکی پس از دیگری می آیند و همچنان بطور مکرر مسیرهای تکراری را بالا و پایین می رویم. به تدریج می توانیم از محیط های تکراری خارج شده به دنبال برخی گروه های کوهنوردی در کوه و در تعقیب آن ها به مسیرهای جدیدی دست پیدا کنیم. از ذکر این نکته گریزی نیست که اگر این اتفاق در بهار و تابستان بیافتد طبیعتاً ساده تر و در زمستان بسیار خطرناک و مشکل ساز خواهد بود. بدون امکانات، پی گیری و همپایی با گروه های صعود کننده بطور جدی جان انسان را به مخاطره می افکند. عدم اطلاع از نقاطی که خطر ریزش بهمن دارند، مقابله یکباره با هوای طوفانی و خطرناک زمستان، گم کردن راه و ندانستن شیوه های مسیریابی، مواجه شدن با صخره و دیواره و پرتگاه، درگیری با صخره بدون آموزش قبلی، اطلاع ندادن به دوستان و فامیل و بستگان، راهپیمایی در مسیر حرکتی که نمی دانیم به کجا می رود، تا چه زمان رفته و چه زمان باز خواهیم گشت، اتراق کردن در هوا سرد زمستان در صورت مواجهه با هوای طوفانی به امید فرود آمدن در روز بعد بدون وسایل کافی، و ده ها مشکل دیگر از این نوع باعث آن می شود تا اکثریت قریب به اتفاق جوانان و نوجوانان که در طی این دوره گام های نخستین را به کوه می گذارند در معرض تهدیدات دائمی قرار گرفته و متاسفانه به حوادث تلخ و دردناکی گرفتار آیند.
شاید نخستین برنامه های انفرادی و یا حداکثر دو نفره ما در کوهستان در فصل بهار حال و هوای دگرگون آن و یا ماه های پاییز باشد. هر دو این فصول ضمن جاذبه اغوا کننده خود خطرناک نیز هستند شاید برای کسانی که بیشترین لذات را از صعودهای بهار و پاییزه بردن خطرناک نامیدن این فصل ها قدری سنگین به نظر برسد. اما میل شدید دستیابی به ارتفاعات با وسایل ناقص ابتدای همچون کفش نامناسب و لباس های ناکافی، بعلاوه گرمای مطبوع بهار از یکطرف می تواند تا حد زیادی مشکلات صعود به ارتفاعات را حل نماید. لیکن این شبهه را نیز به وجود خواهد آورد، که صعود کار دشواری نیست. مسیرهایی که به راحتی بر روی لبه خط الراس ها قرار می گیرند، یال هایی که به سرعت در بهار و تابستان پیموده می شوند و پناهگاه ها و جنپناه هایی که بسیار زود به آن ها می رسیم و در آن ها استراحت می کنیم هوای نسبتاً پایدار و گرم، دسترسی به آب در نقاط مختلف کوه و ده ها نکته دیگر باعث می شود تا به دنبال سایر علاقه مندان به راحتی بر قله کوهی مرتفع و یا حتی کوتاه صعود کنیم.
ادامه دارد

                             اهسته و پیوسته و دل بسته به سوی قله ها